واخواهی از رای غیابی


در این مقاله قصد داریم تا درباره واخواهی از رای غیابی اطلاعات جامع و کاملی را به شما عزیزان ارائه دهیم.

ابتدا به این موضوع می پردازیم که واخواهی یعنی چه و سپس علت گنجاندن مقررات واخواهی از رای غیابی را مورد بررسی قرار خواهیم داد.

واخواهی از رای غیابی از نظر لغوی به معنای «اعتراض» می­ باشد، «اعتراض» هم به معنای «خرده گرفتن»، «انگشت بر حرف نهادن و ایراد گرفتن» است.

واخواهی در اصطلاح به شکایتی گفته می­ شود که محکومٌ ­علیه غائب (شخصی که غیر حضوری محکوم شده است) نسبت به حکم غیابی در دادگاهی که حکم را صادر کرده است، مطرح می ­کند.

بنابراین بکار بردن این کلمه در مورد احکام حضوری، بی­ معنا خواهد بود.

ماده ۳۰۵ قانون آئین دادرسی مدنی در این زمینه بیان می دارد:

«محكومٌ­ عليه غائب حق دارد به حكم غيابي اعتراض نمايد».

اين اعتراض « واخواهي از رای غیابی » ناميده مي­ شود. دادخواست واخواهي در دادگاه صادر كننده حكم غيابي قابل رسيدگي است.


علت گنجاندن مقررات واخواهی از رای غیابی


علت این امر، رعایت «اصل تناظر» است؛ یعنی باید برای شخصی که به هر دلیلی در جلسه دادرسی غایب بوده، فرصت دفاع باقی باشد؛

بنابراین باید این احتمال را بدهیم که شاید او نیز دلایل و مدارکی جهت دفاع از خود داشته باشد.

نکته ­ای که در اینجا باید به آن توجه داشت این است که شخص غایب تنها زمانی حق اعتراض یا واخواهی از رای غیابی خواهد داشت که محکومٌ­ علیه واقع شده باشد؛

یعنی رأی صادر شده به ضرر او بوده باشد، پس اگر رأی صادره به نفع او صادر شده باشد، حق واخواهی از رای غیابی نخواهد داشت.

نکته دیگر در این رابطه این است که دادخواست واخواهی باید خارج از نوبت توسط دادگاه مورد رسیدگی قرار بگیرد.


آیا نسبت به رأی غیابی، امکان تجدید نظر خواهی نیز وجود دارد؟


بله، واخواهی از رای غیابی حق محکومٌ ­علیه می ­باشد، هر انسان ذی­ حقی می­ تواند از حق خودش صرف­ نظر کند؛

بنابراین در اینجا نیز محکومٌ ­علیه می­ تواند از حق واخواهی خودش صرف­ نظر کند و تنها از حق تجدیدنظر خواهی استفاده کند.

باید توجه داشت که با واخواهی از رای غیابی ، پرونده دوباره در همان دادگاهی که رای غیابی را صادر کرده بود مورد بررسی قرار می­ گیرد و

پس از بررسی و صدور رأی، امکان تجدیدنظرخواهی برای شخص وجود خواهد داشت؛

ولی اگر شخص از این حق واخواهی صرف­ نظر کرده و تنها تجدیدنظر خواهی کند، در اینجا هر رایی که صادر شود، قطعی بوده و دیگر امکان اعتراض به این رأی وجود نخواهد داشت.


آیا تصریح به اینکه رای صادره، غیابی می­ باشد، از سوی دادگاه الزامی است؟


خیر، یعنی اگر چنانچه دادگاه به غیابی بودن رای اشاره نکند یا اینکه اشتباهی به جای غیابی، بنویسد حضوری، در ماهیت رأی صادره هیچ تاثیری نخواهد داشت.

دیوان عالی کشور در رأی شماره ۶۷۰۷/۳۱۰ نیز به این مساله اشاره کرده بیان می­ دارد:

«حضوری و غیابی بودن هر حکمی تابع کیفیت و نفس‌الامری آن حکم است؛ بنابراین هر حکم غیابی ولو هم خلاف واقع حضوری بودن آن قید شده باشد، قابل اعتراض است و به هر حال اصدار حکم حضوری به جای غیابی و بالعکس موجب نقض خواهد بود.».


در چه مواردی محکومٌ ­علیه می ­تواند از حق واخواهی استفاده کند؟


برای پاسخ به این سوال باید ببینیم که اولاً منظور از حکم غیابی چیست و ثانیاً پرونده مطرح شده مربوط به امور کیفری است یا امور مدنی.

در مورد تعریف حکم غیابی مواد ۳۰۳ قانون آئین دادرسی مدنی بیان می ­دارد:

«ماده ۳۰۳ – حكم دادگاه حضوري است؛ مگر اين كه خوانده يا وكيل يا قائم مقام يا نماينده قانوني وي در هيچ يك از جلسات دادگاه حاضر نشده و به طور كتبي نيز دفاع ننموده باشد و يا اخطاريه ابلاغ واقعی نشده باشد».

در مورد تعریف حکم غیابی مواد ۳۰۴ قانون آئین دادرسی مدنی بیان می ­دارد:

«ماده ۳۰۴ – در صورتي كه خواندگان متعدد باشند و فقط بعضي از آنان در جلسه دادگاه حاضر شوند و يا لايحه دفاعيه تسليم نمايند، دادگاه نسبت به دعوا مطروحه عليه كليه خوانندگان رسيدگي کرده و سپس مبادرت به صدور رأي مي نمايد، راي دادگاه نسبت به كساني كه در جلسات حاضر نشده و لايحه دفاعيه نداده اند و يا اخطاريه، ابلاغ واقعی نشده باشد غيابي محسوب است».

بنابراین براساس این مواد باید گفت که در امور مدنی به­ طور مطلق امکان واخواهی برای محکومٌ­ علیه وجود خواهد داشت که باید در برگه­ های مخصوصی، دادخواست واخواهی را به دادگاه صادر کننده رأی غیابی تقدیم کرد.

اما اگر پرونده مطروحه مربوط به امور کیفری باشد، در موارد خاصی امکان واخواهی وجود دارد.

مادة ۴۰۶ قانون آئین دارسی کیفری در این زمینه بیان می­ دارد:

«در تمام جرائم، به استثناي جرائمي كه فقط جنبه حق‌اللهي دارند، هرگاه متهم يا وكيل او در هيچ‌ یک از جلسات دادگاه حاضر نشود يا لايحه دفاعيه نفرستاده باشد، دادگاه پس از رسيدگي، رأي غيابي صادر مي‌كند.

در اين‌ صورت، چنانچه راي دادگاه مبني بر محكوميت متهم باشد، ظرف بيست روز از تاريخ ابلاغ واقعي، قابل واخواهی از رای غیابی در همان دادگاه است.

و پس از انقضای مهلت واخواهي برابر مقررات حسب مورد، قابل تجديدنظر يا فرجام است. مهلت واخواهي براي اشخاص مقيم خارج از كشور، دو ماه است.

تبصره ۳ همین ماده در خصوص جرایمی که جنبه حق ­اللهی (مانند: زنا، لواط، تفخیذ، مساحقه، قوادی، قذف، شرب خمر، محاربه و افساد فی‌الارض، سرقت حدّی) دارند بیان می ­دارد:

«در جرایمی كه فقط جنبه حق‌اللهي دارند، هرگاه محتويات پرونده، مجرمیت متهم را اثبات نكند و تحقيق از متهم ضروري نباشد،

دادگاه مي‌تواند بدون حضور متهم، رأي بر برائت او صادر كند». بنابراین در مورد این جرائم دادگاه هرگز نمی ­تواند حکم غیابی دائر بر محکومیت شخص صادر کند.

نکته ­ای که در زمینه واخواهی از رای غیابی در امور کیفری باید ذکر کرد این است که در این زمینه نیاز به برگه­ های مخصوصی نیست.

یعنی محکومٌ­ علیه می­ تواند در هر برگه ­ای تقاضای واخواهی را بنویسد و تقدیم دادگاه کند.

واخواهی از رای غیابی


مهلت واخواهی از رای غیابی صادره چند روز می ­باشد؟


ماده ۳۰۶ قانون آئین دادرسی مدنی در این زمینه بیان می ­دارد:

«مهلت واخواهي از احكام غيابي براي كساني كه مقيم كشورند بيست روز و براي كساني كه خارج از کشور اقامت دارند دو ماه از تاريخ ابلاغ واقعي خواهد بود.

مگر اين كه معترض به حكم، ثابت نمايد عدم اقدام به واخواهی از رای غیابی در اين مهلت به دليل عذر موجه بوده است.

در اين صورت بايد دلايل موجه بودن عذر خود را ضمن دادخواست واخواهي به دادگاه صادر كننده راي اعلام نمايد.

اگر دادگاه ادعا را موجّه تشخيص داد، قرار قبول دادخواست واخواهی از رای غیابی را صادر و اجراي حكم نيز متوقف مي شود.

جهات زير عذر موجه محسوب مي­ گردد:

  • مرضي كه مانع حركت است.
  • فوت يكي از والدين يا همسر يا اولاد.
  • حوادث قهريه از قبيل سيل، زلزله و حريق كه بر اثر آن تقديم دادخواست واخواهی در مهلت مقرر ممكن نباشد.
  • توقيف يا حبس بودن به نحوي كه نتوان در مهلت مقرر دادخواست واخواهي تقديم كرد.

عدم رعایت مهلت دادخواهی


بنابراین اگر شخص در خارج از مهلت مقرر نسبت به تقدیم دادخواست واخواهی از رای غیابی اقدامی نکند و دلایل او نیز مورد پذیرش دادگاه قرار نگیرد، قرار ردّ دادخواست واخواهی توسط دادگاه صادر خواهد شد.

در این حالت آنچه که شخص به دادگاه تقدیم کرده است؛ دیگر به عنوان دادخواست واخواهی مورد پذیرش قرار نخواهد گرفت؛

بلکه اگر چنانچه فرصت تجدیدنظر برای شخص باقی مانده باشد، دادگاه آن را به عنوان دادخواست تجدیدنظر تلقی کرده و مورد رسیدگی قرار خواهد داد.

در رأی دادگاه این نکته توسط قاضی ذکر می­ شود که:

«رای صادره غیابی بوده و محکومٌ علیه بیست روز حق واخواهی داشته و پس از آن بیست روز نیز حق تجدیدنظر خواهی دارد».

بنابراین پس از اتمام بیست روز که مربوط به واخواهی بود، بیست روز دوم که مربوط به تجدیدنظر خواهی بوده شروع خواهد شد.

در امور کیفری نیز قسمت پایانی ماده ۴۰۶ قانون آئین دادرسی کیفری، مهلت واخواهی برای افراد مقیم ایران را بیست روز و برای افراد مقیم خارج از کشور، دو ماه بیان کرده است.


در صورت عدم اعتراض نسبت به رأی غیابی و قطعی شدن رأی صادره، آیا می ­توان این حکم را اجرایی کرد؟


بله، تبصره ۱ و ۲ مادة ۳۰۶ قانون آئین دادرسی مدنی به این مورد اشاره می کند.

تبصره ۱ مادة ۳۰۶ قانون آئین دادرسی مدنی در این باره بیان می­ دارد:

تبصره ۱- چنانچه ابلاغ واقعي به شخص محكوم عليه ميسر نباشد و ابلاغ قانوني به عمل آيد، آن ابلاغ معتبر بوده و حكم غيابي پس از انقضای مهلت قانوني و قطعي شدن به موقع اجرا گذارده خواهد شد.

در صورتي كه حكم، ابلاغ واقعی نشده باشد و محكومٌ­ عليه مدعي عدم اطلاع از مفاد راي باشد مي تواند دادخواست واخواهي به دادگاه صادر كننده حكم غيابي تقديم دارد.
دادگاه بدواً خارج از نوبت در اين مورد رسيدگي نموده قرار رد يا قبول دادخواست را صادر مي كند. قرار قبول دادخواست مانع اجراي حكم خواهد بود.

تبصره ۲ مادة ۳۰۶ قانون آئین دادرسی مدنی در این باره بیان می­ دارد:

تبصره۲- اجراي حكم غيابي منوط به معرفي ضامن معتبر يا أخذ تامين متناسب از محكومٌ ­له خواهد بود؛

مگر اينكه دادنامه يا اجرائيه به محكومٌ­ عليه غايب ابلاغ واقعي شده و نامبرده در مهلت مقرر از تاريخ ابلاغ دادنامه واخواهي نكرده باشد».

بنابراین ابتدا باید محکومٌ­ له با در دست داشتنِ حکمِ غیابیِ قطعی شده، به واحد اجرای احکام در دادسرا مراجعه کند و درخواستی مبنی بر اجرای حکم به قاضی اجرای احکام بدهد.

واحد اجرای احکام نسبت به اخذ تامین مناسب یا تقاضای ضامن از محکومٌ ­له اقدام می­کند و او باید نسبت به دادن تامین مناسب یا معرفی ضامن اقدام کند.

ضمانتِ ضامن یا تأمینِ سپرده شده باید آنقدر نزد دادگاه باقی بماند تا برای دادگاه محرز شود که محکومٌ ­علیه نسبت به اجرای حکم غیابی آگاهی پیدا کرده و هیچ اعتراضی نسبت به آن ندارد.

البته در دو حالت واحد اجرای احکام از محکومٌ­ علیه تقاضای ضامن یا تأمین نمی کند:

الف) زمانی که دادنامه یا اجرائیه، ابلاغ واقعی شده باشد؛ یعنی مستقیماً به دست شخص محکومٌ­ علیه رسیده و او با امضای برگه دوم، اطلاع خود نسبت به آن را اعلام کرده ولی در عین حال هیچ اقدامی در این زمینه نکرده باشد.

ب) در برخی دعاوی مربوط به امور حسبی یعنی اموری که جنبه مالی نداشته باشد مانند مباحث ازدواج، طلاق، بحث نسب و…


نتیجه گیری مبحث واخواهی از رای غیابی


واخواهی از رای غیابی به معنای اعتراض به رای غیابی است زمانی که شخصی در هیچ کدام از جلسات دادرسی حضور پیدا نکرده باشد

و قائم مقام و وکیل نیز نفرستاده باشد. اگر حکم به ضررش صادر شده باشد می تواند واخواهی از رای غیابی نماید.

شرط واخواهی از رای غیابی به ضرر بودن حکم صادره می باشد یعنی کسی که حکم به نفع او می باشد یا همان محکوم له حق دادخواست واخواهی ندارد.

مهلت واخواهی برای اشخاص داخل ایران بیست روز و برای افرادی که در خارج اقامت دارند؛ دو ماه از تاریخ ابلاغ واقعی خواهد بود.