مقدمه ای بر تصفیه ترکه


در این مقاله قصد داریم تا درخصوص تصفیه ترکه و مدیر تصفیه ترکه اطلاعات کامل و جامعی را به شما عزیزان ارائه دهیم . ابتدا به تعریف تصفیه ترکه خواهیم پرداخت.

چنانچه درباره تقسیم ترکه و نحوه مهر و موم و تحریر آن به دنبال اطلاعات هستید می توانید به مقاله « تقسیم ترکه » ، « مهر و موم ترکه » و « تحریر ترکه » مراجعه نمایید.


تعریف تصفیه ترکه


تركه خالص میان وارثان تقسیم می شود . برای دستیابی به تركه خالص ، یعنی آنچه به ملکیت مستقر وارثان در می آید و باید میان آنان به نظم ويژه تقسیم شود ، باید آن را تصفیه کرد و حقوق و دیونی را که به آن تعلق می گیرد از ترکیب ناخالص کاست.

ماده ۸۶۹ ق.م . دیون ترکه را که باید قبل از تقسیم آن ادا شود ، بدین شرح معین کرده است :

  • قیمت کفن میت و حقوقی که متعلق به اعیان ترکه ، مثل عینی که متعلق رهن است.
  • دیون و واجبات مالی متوفی
  • وصایای میت تا ثلث ترکه بدون اجازه ورثه و زیاده بر ثلث با اجازه آنها.

در صورتی که مقدار ترکه بیش از دیون باشد ، همه آنها پرداخته می شود . ولی هرگاه ترکه کفایت نکند، یا باید آنچه هست به نسبت مقدار دینها تقسیم شود و با کاستن از سهم همه طلبکاران عدالت برقرار شود ، یا باید ترتیبی در پیش گرفت که پاره ای از هرینه ها و طلبها بر دیگر حقوق مقدم باشد و کاستی ترکه بر طلبهای آخرین جدول تحميل شود . قانون ما ترتیب تقدم و تاخر طلبها را برگزیده است و برابری را ویژه مطالباتی ساخته که هیچ تقدم و امتیازی بر حقوق دیگر ندارد.

ماده ۸۷۰ ق .م. درباره ترتیب مقرر در ماده ۸۶۹ اعلام می کند :

«حقوق مزبوره در ماده قبل باید به ترتیبی که در ماده مزبوره مقرر است تادیه شود و مابقی اگر باشد، بین وراث تقسیم گردد.»

این حکم، نه تنها تقدم دیون و وصایا را بر ارث اعلام می کنند ( من بعد وصيته بوصي بها او دین ) ، رعایت ترتیب قانون را نیز الزامی می سازد . پس ، بهای کفن میت مقدم بر تمام هزینه ها و دیون است و پس از آن نوبه طلب های با وثیقه و عادی می رسد و اجرای وصايا آخرین مرحله تصفیه است.

آنچه بر این تقسیم به حکم منطق باید افزود، هزینه دفن و تجهیز متوفی بر نخسین قلم ( کفن ) و هزینه حفظ و اراده ترکه در مرحله بعد است که ماده ۲۲۵ ق.ا.ح به هر دو ضرورت پاسخ داده است.

– ترتیبی که در ماده ۸۶۹ قانون مدنی رعایت شده است ، ترتیب حق تقدم دیون و حقوق است . بنابراین ، قیمت کفن میت مقدم بر هر گونه هزینه و دینی است (ماده ۲۲۵ قانون امور حسبی ) و پس از آن دیونی که وثیقه دارد (ماده ۲۲۷ قانون امور حسبی ) و همچنین ، ادای دیون و واجبات مالی مقدم بر اجرای وصایای میت است.

– اگر بر ادای واجبات مالی وصیت شده باشد ، اجرای آن مقدم بر سایر وصایا است.

– در موردی که عین ترکه رهن دینی باشد و مال دیگری برای تأمین هزینه کفن نداشته باشد ، ظاهر از ماده ۸۶۹ قانون مدنی این است که هزینه کفن باید از عين وثیقه برداشته شود و بعضی از مؤلفان اجرای این ترتیب را بعید دانسته اند .

ترتیب کلی قانون مدنی در بند ۲ ماده ۸۶۹ را ماده ۲۲۶ ق.ا.ح. در بخش دیون به تفصیل بیان کرده است. در بخش دوم این ماده می خوانیم: «… در موقع تقسيم ، دیونی که به موجب قوانین دارای حق تقدم و رجحان هستند رعایت خواهد شد.»

بستانکاران زیر هر یک به ترتیب حق تقدم بر دیگران دارند:

طبقه اول :

الف- حقوق خدمه خانه برای مدت سال آخر قبل از فوت .

ب- حقوق خدمتگزاران بنگاه متوفی ، برای مدت شش ماه قبل از فوت .

ج- دستمزد کارگرانی که روزانه یا هفتگی مزد می گیرند، برای مدت سه ماه قبل از فوت .

طبقه دوم :

طلب اشخاصی که مال آنها به عنوان ولایت با قیمومت تحت اداره متوفی بوده ، نسبت به میزانی که متوفی از جهت ولایت و با قیمومت مدیون شده است .

این نوع طلب در صورتی دارای حق تقدم خواهد بود که موت در دوره قیمومت با ولایت و یا در ظرف یک سال بعد از آن واقع شده باشد.

طبقه سوم :

طلب پزشکی و دارو فروش و مطالباتی که به مصرف مداوای متوفی و خانواده اش در ظرف سال قبل از فوت رسیده است .

طبقه چهارم:

الف – نفقه زن مطابق ماده ۱۲۰۶ ق.م.

ب- مهریه زن تا میزان ده هزار ریال .

طبقه پنجم:

سایر بستانکاران .

تحریر ترکه مقدمه تصفیه آن است . پس از تعیین ترکیب ترکه و دیون و حقوق و هزینه هایی که باید از آن برداشته شود، باید به تصفیه ترکه پرداخت و آن را آماده جذب به دارایی وارثان کرد .

تصفيه ترکه نیز ، مانند مهر و موم ترکه و تحریر ترکه ، اجباری نیست و در بیشتر موارد هم با توافق صورت می پذیرد. ولی، گاه که اختلافها بالا می گیرد و بیم نزاع یا تضيیع ترکه می رود ، دخالت مقام عمومی هم ضروری می شود و درخواستی با عنوان « تصفیه ترکه » از دادگاه راه معقول پایان بخشیدن به نزاع است.

دادگاه نیز در این زمینه به فصل خصومت نمی پردازد و حکم ترافعی نمی دهد و تنها از باب حسبه بر تصفیه ترکه نظارت می کند. مادۀ ۲۶۰ ق.ا.ح. به تعریف تصفيه ترکه ، از راه بیان موضوع و هدف آن پرداخته است:

مقصود از تصفیه ترکه ، تعیین دیون و حقوق بر عهده متوفی و پرداخت آنها خارج کردن مورد وصیت از ماترک است.

ماده ۲۴۰ قانون امور حسبی طرق تصفیه ترکه را بیان می نماید « ورثه متوفی می توانند ترکه را قبول کرده که دیون متوفی را بپردازند و یا ترکه را واگذار ورد کنند که به بستانکاران داده شود و نیز می توانند قبول یا رد خود را منوط به تحریر ترکه نمایند و پس از تحریر ترکه دیون و ترکه را مطابق صورت تحریر قبول یا رد نمایند و یا تصفیه ترکه را از دادگاه بخواهند.»

ورئه متوفی می توانند ترکه را قبول کرده و دیون متوفی را بپردازند. ورثه تعهد ضمنی می نمایند که تمامی دیون و تعهدات متوفی را که به ترکه او تعلق گرفته از آن بپردازند. قبول تر که از طرف ورثه حق عینی طلبکاران را از ترکه ساقط نمی گرداند. قبول ترکه ممکن است صریح باشد یا ضمنی .

قبول صریح آن است که به موجب سند رسمی یا عادی قبول خود را به دادگاه اطلاع بدهند.

قبول ضمنی آن است که عملیاتی در ترکه نمایند که کاشف از قبول ترکه و اداء دیون باشد. قبول ترکه باید منجز باشد و نمی تواند معلق واقع شود. (ماده ۲۴۲ و ۲۴۹ ق.ا.ح)

هرگاه بعضی از ورثه ترکه را قبول کرده باشند سایر ورثه نمی توانند تصفیه ترکه را بخواهند . اگر وارثی قبل از قبول یا رد ترکه فوت کند، ورثه آن وارث به جای او می تواند ترکه را قبول یا رد نماید وارثی که ترکه را قبول کرده است مادامی که تصرف نکرده می تواند رد نماید ( ماده ۲۴۵ و ۲۴۷ ق.ا.ح)

در صورتی که ورثه ترکه را قبول نمایند ، هریک مسئول اداء تمام دیون به نسبت سهم خود خواهند بود مگر اینکه ثابت کنند دیون متوفی زاید بر ترکه بوده و یا ثابت کنند که پس از فوت متوفی ترکه بدون تقصیر آنها تلف شده و باقیمانده ترکه برای پرداخت دیون کافی نیست، که در این صورت نسبت به زائد از ترکه مسئول نخواهند بود (ماده ۲۴۸ ق.ا.ح)


رد ترکه


رد ترکه عبارت است از امتناع ورثه از تصفیه امور ترکه ، یعنی اداره کردن آن و تعهد به تأدیه دیون متوفی می باشد.

وارثی که ترکه را رد می کند باید کتبا یا شفاها به دادگاه اطلاع بدهد. اطلاع مزبور در دفتر مخصوصی ثبت خواهد شد. این رد نباید معلق یا مشروط باشد.

ورثه چنانچه نخواهند عهده دار تصفیه امور ترکه گردند به دستور ماده ۲۵۰ قانون امور حسبی باید در ظرف یک ماه از اطلاع بر فوت مورث آن را به دادگاه صلاحیت دار اعلام دارند. هرگاه ورثه در ظرف مدت مزبور آن را اعلام نمایند، مانند آن است که ترکه را به طور مطلق قبول نموده اند و در این صورت ملزم به پرداخت تمامی دیون متوفی می باشند ، مگر آنکه ثابت نمایند ترکه کفایت آن را نمی کرده است (ماده ۲۴۰، ۲۴۹ ق.ا.ح)

– رد ترکه باید در مدت یک ماه از تاریخ اطلاع وارث به فوت مورث به عمل آید. اگر در مدت مذکور رد ترکه به عمل نیاید، در حکم قبول و مشمول ماده ۲۴۸ خواهد بود ( ماده ۲۵۰ ق.ا.ح)

– هرگاه تمام ورثه ترکه را رد نمایند، به دستور ماده ۲۵۴ ق.ا.ح در حکم ترکه متوفی بلا وارث است و مطابق مواد ۳۲۷ و ۳۳۶ ق.ا.ح تصفيه ترکه به عمل می آید.

– ورثه می توانند مطابق صورت تحریر ترکه، تصفیه ترکه را عهده دار شوند ، یعنی اداره ترکه و همچنین تأدیه دیون مورث را تا حدود و ارزش ترکه قبول کنند .


چه کسانی می توانند درخواست تصفیه ترکه نمایند؟


اشخاص ذیل می توانند از دادگاه عمومی مذکور در موارد ۱۶۳، ۱۶۵ قانون امور حسبی درخواست تصفیه ترکه را نمایند :

وصی و هریک از ورثه ، طبق ماده ۲۶۱ ق. امور حسبی ( وصی و هریک از ورثه می توانند از دادگاه کتبا تصفیه ترکه را بخواهند .

موصی له ، چنانچه سهم مشاع برای او وصیت شده باشد می تواند تصفیه ترکه را از دادگاه بخواهد، زیرا وضعیت موصی له مزبور از نظر تحلیلی مانند وارث است .

به طلبکار اجازه در خواست تصفیه ترکه داده نشده است .


مراحل درخواست تصفیه ترکه


بر طبق ماده ۲۶۳ ق.ا.ح دادگاه پس از درخواست تصفیه ، چند نفر را به سمت مدیر تصفیه ترکه معین می نماید و آنها تحت نظر دادرس امور تصفیه را انجام می دهند.

منظور ماده از انجام دادن امور تصفیه تحت نظر دادرس یا اداره تصفیه ، نظارت کامل دادرس بر اعمال مدير تصفیه ترکه است.

به هر حال ، درخواست تصفیه باید کتبی باشد و به طور معمول بر روی برگ دادخواست نوشته می شود و خواهان درخواست سایر وارثان و وصی را در ستون خواندگان می نویسد.

پس از تعیین حقوق و دیون متوفی و پرداخت آن و اخراج مورد وصیت اگر از ترکه چیزی باقی بماند، باقی مانده ترکه به ورثه داده می شود .


تعیین مدیر تصفیه ترکه


بعد از تحریر ترکه، مدیر تصفیه ترکه وقتی را برای رسیدگی تعیین و به ورثه و بستانکاران و اشخاص ذینفعی که خود را معرفی کرده اند اطلاع می دهد که در وقت معین حاضر شوند. (ماده ۲۷۰ ق.ا.ح) .

مدير تصفیه ترکه در وقت مقرر شروع به رسیدگی نموده و پس از رسیدگی ، کلیه دیون و حقوقی را که به ترکه تعلق می گیرد تأدیه می نماید .

مدیر تصفیه ترکه کلیه اقداماتی که برای اداره ترکه لازم است به عمل می آورد ، ولی نباید از حدود اقداماتی که عادتا برای انجام مأموریت او لازم بوده خارج شود ، در غیر این صورت مسئول خسارات وارده خواهد بود (ماده ۲۷۱، ۲۶۹ ق.ا.ح).

  • بستانکاری که در موعد مقرر برای تحریر ترکه خود را معرفی نکرده یا پس از معرفی، طلب او تصدیق نشده باشد می تواند در دادگاه صلاحيتدار تا مقداری که از ترکه به ورثه داده شده است بر ورثه اقامه دعوی نماید و اگر چیزی به ورثه نرسیده یا آنچه رسیده است کافی برای تأدیه طلب نباشد، می تواند بر بستانکاران دیگر که ترکه به آنها داده شده برای اخذ حصه غرمایی خود اقامه دعوی نماید .
  • کسی که ادعای طلبی نموده و طلب او تصدیق نشده باشد و نیز کسی که طلب او کسر شده یا حق رهن یا حق رجحان او منظور نشده می تواند در دادگاه صلاحیت دار اقامه دعوی نماید.
  • تصفیه ترکه متوفی، در صورتی که متوفی بازرگان باشد تابع مقررات تصفیه امور بازرگان متوقف است.
  • فروش اموال متوفی توسط مدیر تصفیه ترکه باید به طریق مزایده باشد مگر اموالی که دارای نرخ معینی است یا تمام اشخاص ذینفع در قیمت آن موافق باشند. (ماده ۲۷۵ ق.ا.ح)

شکایت از عملیات مدیر تصفیه ترکه راجع به دادگاهی است که مدیر تصفیه ترکه را معین کرده و دادرس به حسب اقتضاء مورد، دستور لازم به مدیر تصفیه ترکه می دهد و نیز می تواند مدیر تصفیه ترکه را تغییر دهد. این امر در صورتی است که مدیر تصفیه ترکه به وسیله دادگاه معین شده باشد (ماده ۲۶۵ ، ۲۶۳، ق.ا.ح )