چرا دیه زن نصف مرد است؟


در این مقاله قصد داریم تا به این سوال پاسخ دهیم که چرا دیه زن نصف مرد است؟ یکی از موضوعاتی که همواره در محافل برابری حقوق زنان و مردان بسیار چالش برانگیز است.

پس چنانچه شما نیز به دنبال جوابی برای این سوال هستید با ما تا انتهای این مطلب همراه باشید.


زنان خواهان مساوات حقوق خود در این مسائل هستند


مجید علیمردانی وکیل پایه یک دادگستری درباره اینکه چرا دیه زن نصف مرد است به بیان توضیحاتی مفید پرداخته است.

وی در پاسخ به سوال چرا دیه زن نصف مرد است تصریح کرد: بسیاری از رسانه‌های غربگرا بر این عقیده هستند که در دین اسلام مساوات و برابری برای حقوق زنان و مردان وجود ندارد.

در واقع ماهیت دیه تعیین شده برای مردان در مبانی فقهی شیعه، ارتباطی به بحث ارزش گذاری زن و مرد ندارد و و به هیچ وجه عنوان نشده است که مثلاً ارزش مرد فلان قدر و ارزش زن فلان قدر است.


دیه دو برابری فقط به موارد قتل غیر عمد تعلق می‌گیرد


علیمردانی تاکید کرد: دیه تعیین شده برای فردی که به دلایل مختلف و یا به قتل رسیده به خود فرد پرداخت نمی‌شود و چنین امکانی وجود ندارد.

در پاسخ به کسانی که می خواهند بدانند چرا دیه زن نصف مرد است باید بگوییم که دیه معین شده در دین اسلام در واقع پرداخت خسارت به بازماندگان فرد متوفی است.

البته لازم به ذکر است که این دیه مربوط به قتل غیر عمد بوده است که در اثر یک مسامحه یا سهل انگاری از طرف فرد دیگری به قتل رسیده باشد.

در قتل عمد بر هر میزان دیه که طرفین بخواهند می‌توانند با یکدیگر توافق کنند و بحث دیه تعیین شده قانونی پیش نمی‌آید. ( چرا دیه زن نصف مرد است )

در تعیین دیه زن و مرد به هیچ عنوان بحث ارزش گذاری و مسائل این چنینی مطرح نیست و اگر قرار بر این بود، دیه باید بر اساس طبقات اجتماعی مختلف معین میشد و دیه کودکان، جوانان و سالمندان با یکدیگر متفاوت باشد.

اغلب مردان نان آور خانواده خود هستند و افرادی را به عنوان واجب النفقه تحت تکفل دارند و در صورت فوت یا قتل آن‌ها، میزان دیه مردان دو برابر زنان است که آسیب کمتری به افراد تحت پوشش فرد متوفی وارد شود.


تصمیم گیرنده نهایی برابری دیه زن و مرد، فقها هستند


موضوع تعیین دیه یک موضوع کاملا فقهی و البته مطلق است و باید توسط فقها مورد بررسی قرار بگیرد. ( چرا دیه زن نصف مرد است )

اما با در نظر گرفتن حداقل‌ها و اینکه دین اسلام یک دین کاملا پویایی است می‌توانند با فتوایی جدید مبنای محاسباتی را تغییر داده و میزان آن را افزایش بدهند.

در بیمه شخص ثالث که حالت اجباری دارد، دیه زن و مرد به طور برابر پرداخت شده و در مواردی که خسارت توسط بیمه پرداخت می‌شود، مابه التفاوت آن را با یک مبنای شرعی دیگر توجیه کرد و با عناوین دیگری به زنان پرداخت می‌شود.

برخی از قوانین این چنینی در شرایط فعلی به بازنگری نیاز دارند و نظر یک فقیه جامع الشرایط میتواند جهت تغییر قوانین فقهی موجود تاثیر شگرفی داشته باشد.


آیا مبلغ دیه زنان سرپرست خانوار با مرد‌ها برابر است؟


علیمردانی وجود صندوق‌های مالی حمایتی از افرادی مثل زنان سرپرست خانوار که ممکن است در حادثه یا اتفاقی تلخ به قتل برسند، را راهگشای پرداخت دیه یکسان با مردان برشمرد و گفت: در چنین مواردی دیگر مشکل شرعی هم وجود ندارد.

همه احکام و قوانین موجود در اسلام از طرف خداوند بر پایه مصلحت و سعادت بشر تعیین شده است و در نظر دین اسلام و قرآن کریم ارزش و مقام ذاتی زن و مرد تفاوتی ندارد و یکسان است. ( چرا دیه زن نصف مرد است )

تاکید پیامبر اسلام صلی الله بر این بوده است که تنها ملاک فضیلت و برتری هرکس تقوا و ارزش‌های معنوی او خواند بود و زن و مرد بودن در هیچ موردی ملاک خوبی با بدی هیچکس قرار نمی‌گیرد.


نتیجه گیری


در این مقاله سعی داشتیم تا به پاسخ این سوال بپردازیم که چرا دیه زن نصف مرد است ؟ گفتیم کع خلأ ناشى از فقدان یک مرد در خانواده به‌مراتب بیش از خلأ ناشى از یک زن است.

بر اساس مطالعات فقهى و تاریخى، دیه به‌منظور جبران خساراتى است که از ناحیه مجرم بر شخص قربانى یا خانواده او وارد گردیده و از آنجا که جامعه مطلوب دینى که اسلام در پى تحقق آن است، عمده فعالیت‌هاى اقتصادى را بر دوش مرد گذاشته است .

و مهمترین وظیفه زن را اداره کانون خانواده قرار داده، طبیعى است که آثارى که بر یک مرد مترتب مى‏‌شود از نظر اقتصادى بر وجود یک زن مترتب نیست، لذا فقدان او از صحنه اجتماع و خانواده، از نظر اقتصادی خسارت بیشترى را متوجه خانواده مى‌کند، بنابراین باید دیه‏‌اى مناسب وضعیت او پرداخت گردد.

علاوه بر آن، نفقه فرزندان نیز به‌عهده مرد است نه زن، لذا با رفتن مرد و مرگ او تعدادى فرزند واجب النفقه از او باقى مى‏‌مانند که بایستى به‌نحوى این خلأ نیز پر گردد.

بنابراین باید قاعدتاً دیه مرد بیش از دیه یک زن باشد و این مطلب ربطى به جوهره زن و مرد ندارد، بلکه به‌لحاظ عوارض خارجى مرگ آنها و اثرات آن در خانواده است.

با توجه به مجموعه مطالبى که بیان شده، مى‏‌توان چنین نتیجه گرفت که مسئله دیه ملاک ارزیابى ارزش مرد و زن نیست که تفاوت آن موجب اعتراض گردد.

از طرفى وظایف اقتصادى مرد در خانواده هم به‌نحوى ایجاب مى‏‌کند که تفاوت‏‌هایى در این گونه موارد (دیه) که ارتباط مستقیم با اقتصاد خانواده دارد، مشاهده شود و این عین صواب است.