دادخواست اثبات نسب


در این مقاله قصد داریم تا شما را برای تنظیم دادخواست اثبات نسب راهنمایی کنیم. اما پیش از آن لازم است تا اطلاعات مختصری در خصوص اثبات نسب به شما عزیزان ارائه دهیم.

ابندا به تعریفی از نسب در خانواده و اثبات نسب مادری و اثبات نسب پدری خواهیم پرداخت و در انتهای این مقاله یک نمونه دادخواست اثبات نسب قرار خواهیم داد.


تعریف نسب در خانواده


نسب در لغت به معنی خویشاوندی و نژاد است و در اصطلاح حقوقی عبارت است از رابطه خویشاوندی بین دو نفر که یکی از نسل دیگری با هر دو از نسل شخص ثالثی باشند.

نسب به معنی خاص عبارت است از رابطه پدر فرزندی یا مادر فرزندی و به دیگر سخن ، رابطه طبیعی و خونی میان دو نفر است که یکی به طور مستقیم ( بدون واسطه ) از صلب یا بطن دیگری به دنیا آمده است .

قانون مدنی نسب را تعریف نکرده ، ليكن مواد ۱۱۵۸ تا ۱۱۶۷ را با عنوان « در نسب » به آن اختصاص داده است .


تعریف نسب در قانون مدنی


پیش از اینکه دادخواست اثبات نسب را ارائه دهیم لازم است بدانید تا نسب در قانون مدنی چه مفهومی دارد. نسب در قانون مدنی به معنی خاص آن به کار رفته است. نسب ممکن است ناشی از نکاح یا بدون نکاح باشد .

نسب ناشی از نکاح نوع معمولی است که تحت عنوان نسب مشروع مورد بحث قرار می گیرد . نسب بدون نكاح گاهی ناشی از رابطه جنسی ناشی از شبهه ( اشتباه ) است. ممکن است هیچ گونه رابطه جنسی متعارف بین زن و مرد وجود نداشته و در نتیجه تلقیح مصنوعی فرزندی پدید آمده باشد . این گونه رابطه خویشاوندی را می توان نسب ناشی از تلقیح مصنوعی نامید .

سرانجام ممکن است از رابطه نامشروع زن و مرد فرزندی به دنیا آمده باشد. در خانواده ، پدر و مادر کودکی را که نسب او مورد گفتگو است نکاح به هم مربوط می سازد. لزوم همین پیوند زناشویی سبب می شود که نتوان نسب پدری را از نسب مادری جدا کرد.

کودکی فرزند مشروع زن است که فرزند شوهر او هم باشد. همچنین ، نسب مشروع طفل به مرد در صورتی تحقق می یابد که آن طفل فرزند همسر او نیز به شمار آید.

پس ، ارکان مشترک این دو نسب در خانواده بدین شرح خلاصه می شود :

  • زن و مردی که نسب کودک به آنان مورد گفتگو است باید زن و شوهر باشند .
  • طفل در اثر نزدیکی آن دو به وجود آمده باشد.
  • نزدیکی و انعقاد نطفه طفل بعد از نکاح واقع شده باشد.

۱- رابطه زن و شوهری


پیش از اینکه نمونه دادخواست اثبات نسب را ارائه دهیم لازم است بدانید رابطه زن و شوهری در قانون مدنی به چه صورت تعریف شده است.

خانواده تنها با نکاح زن و مرد ایجاد می شود و قانون اتحاد آزاد آنان را مشروع نمی داند. بنابراین ، نسب در خانواده نیز منوط به ازدواج درست پدر و مادر است .

قانون مدنی ، به پیروی از حقوق اسلام ، طفلی را که از رابطه آزاد زن و مرد به وجود آمده است منسوب به هیچ کدام نمی داند (ماده ۱۱۶۷ قانون مدنی ).

چنین کودکی عضو خانواده نیست ، از نام پدر و مادر استفاده نمی کند، از آنان میراث نمی برد و به عنوان فرزند حقی بر پدر و مادر طبیعی ندارد .

از سویی ، قانون نمی تواند چنین کودکی را مشروع انگارد. از سوی دیگر ، این سوال مطرح می شود که چرا کودک باید بار گناه پدر و مادر را به دوش کشد و از نعمت دامان مادر و سایه پدر محروم بماند ؟

برای جمع بین این دو مصلحت ، تمایل حقوقدانان بر این است که از راه کمکهای اجتماعی و مجبور ساختن پدر و مادر به نگاهداری فرزندان بی سرپرست از آنان حمایت کنند و در عین حال حرمت نکاح را نیز محفوظ دارند و مرز بین اولاد مشروع و نامشروع را از بین نبرند.


۲- وقوع نزدیکی و ارتباط کودک به آن


پیش از اینکه دادخواست اثبات نسب را ارائه دهیم لازم است بدانید که آیا کودک در اثر نزدیکی والدین به وجود آمده یا خیر.

برای اینکه کودک منسوب به پدر و مادر خود شود ، وقوع ازدواج بین آنان کافی نیست .

نکاح شرط مشروع بودن نسب است و در صورتی موثر واقع می شود که سبب اصلی ( نزدیکی ) رخ داده باشد. مقصود از نزدیکی ، این است که جنین نتیجه تركيب نطفه های آنان باشد . پس ، اگر در نتیجه تماس بدنی (تفخيد) بین زن و شوهر نیز نطفه کودک بسته شود باید او را منسوب به آن زن و شوهر دانست.

امکان تلقیح مصنوعی نطفه مرد به زن ، این پرسش را به میان آورده است که ، اگر زن در نتیجه تلقیح مصنوعی نطفه شوهر به او آبستن شود ، آیا چنین طفلی را باید فرزند آن دو شمرد یا ، به دلیل عدم وقوع نزدیکی بین زن و شوهر یا نامتعارف بودن لقاح ، نسب نامشروع است ؟

در تلقیح مصنوعی ، رابطه زوجیت بین زن و مردی که پدر و مادر او محسوب می شوند وجود دارد و طفل نیز ، بنا به فرض ، از ترکیب نطفه های این دو ایجاد شده است . پس ، باید وسيله امتزاج را از یاد برد و با تحقیق این شرایط نسب طفل را مشروع دانست .


۳- وقوع نزدیکی بعد از نکاح


پیش از اینکه دادخواست اثبات نسب را ارائه دهیم لازم است بدانید که در صورت نزدیکی بعد از نکاح اثبات نسب چگونه خواهد بود.

برای مشروع شناختن نسب طفل ، کافی نیست که پدر و مادر او زن و شوهر باشند و بین آنان نزدیکی واقع شده باشد. باید انعقاد نطفه کودک در دوران زناشویی انجام شود و تنها در این صورت است که می توان رابطه جنسی زن و مرد و نسب کودک ناشی از آن را مشروع دانست .

عقد نکاح ، مانند هر پدیده طبیعی و حقوقی دیگر، در آینده اثر دارد ولی رابطه نامشروع پیش از آن را تصحیح نمی کند.

بنابراین ، هر گاه دختر و پسری پیش از ازدواج با هم رابطه جنسی داشته باشند، کودکی که در اثر این رابطه به وجود آمده است فرزند مشروع آنان محسوب نمی شود ، هر چند که پس از ازدواج نیز او را به فرزندی پذیرفته باشند. (ماده ۱۱۶۷ ق.م.).

در مورد نسب طفلی که در زمان زوجیت متولد شده ولی نطفه آن پیش از نکاح در اثر تماس بدنی نامزدها (بدون تحقق زنا) منعقد گردیده است ، به عبارتی ، طفلی که در زمان زوجیت به دنیا آمده ، ولی پیش از نکاح و در اثر لقاح مصنوعی به وجود آمده است ، نسب مشروع ندارد و نمی توان او را فرزند شوهر دانست .


اثبات نسب مادری


پیش از اینکه دادخواست اثبات نسب را ارائه دهیم لازم است بدانید که برای اثبات نسب مادری چه قوانینی وضع شده است.

برای روشن شدن اثبات نسب فرض می کنیم حسن ادعا دارد که فرزند مشروع علی و فاطمه است . برای اثبات این ادعا باید احراز شود که :

  • علی و فاطمه زن و شوهرند .
  • حسن را فاطمه زاییده است .
  • مدعی همان حسن است که از فاطمه به دنیا آمده .
  • آبستنی فاطمه نتیجه نزدیکی او و علی بعد از ازدواج است.

اثبات نخستین عامل این دعوی ، یعنی وقوع ازدواج بین علی و فاطمه ، یا اجباری شدن ثبت نکاح ، به طور معمول به وسیله قباله ازدواج انجام می شود.

عامل دوم و سوم نسب طفل را به مادر و عامل چهارم انتساب او را به پدر می رساند .


مهمترین دلایل اثبات نسب مادری


مهترین دلایل اثبات نسب مادری عبارتند از :

۱- سند ولادت؛ شناسنامه

شناسنامه متداول ترین دلیلی است که برای اثبات نسبت به دادگاه ارائه می شود . این سند به طور معمول در اختیار همه فرزندان مشروع قرار دارد، زیرا پدر و مادر اشتیاق دارند که هر چه زودتر گذرنامه ورود کودک خود را به جامعه به دست آورند.

اکنون باید دید این سند از چه اعتباری برخوردار است و نیروی اثبات کننده آن تا چه میزان است؟

شناسنامه در واقع رونوشت سند ولادت است که از طرف مامور ثبت احوال به اشخاص داده می شود و به همین جهت اعتبار آن تابع سند اصلی است.

ولادت طفل ، به طور معمول از طرف پدر و مادر و به استناد گواهی قابله با بیمارستانی اعلام می شود که کودک را به دنیا می آورد (مراد ۱۴ و ۱۵ قانون ثبت احوال مصوب ۱۶ تیرماه ۵۵ ).

این اعلام را مامور سجل احوال در دفاتر ویژه ثبت و بر مبنای آن برگ ولادت صادر می کند که مبنای شناسنامه قرار می گیرد و هرگاه گواهی قابله و بیمارستان همراه با اعلام نباشد، دو نفر شاهد نیز برای پذیرش اعلام ضرورت دارد (ماده ۱۵)

شناسنامه بیگمان سندرسمی است ، زیرا نزد مامور صالح تنظیم می شود (موار ۹۹۹ و ۱۲۸۷ ق.م.)

به همین دلیل، همه مراجع رسمی و دادگاهها آن را می پذیرند و برای اثبات مطالبی که در آن نوشته شده است دلیل دیگری نمی خواهند.


۲- شهادت و امارات

بر طبق قواعد عمومی ، شهادت می تواند تمام ارکان نسب را اثبات کند . با وجود این ، چون تميز اعتبار شهادت با دادگاه است و دادرس اجباری به تایید مفاد گواهی ندارد .

در عمل نیز در صورتی برای دادگاه نسب به صحت شهادت ، به ویژه در این گونه امور ، قطع یا ظن قوی پیدا می شود که قراین دیگری نیز آن را تایید کند.

برای اثبات نسبت مادری اماره خاصی در قانون وجود ندارد، ولی اوضاع و احوال و قرینه های گوناگون ممکن است دادرس را در کشف حقیقت باری کند ، دلیلی را کامل سازد ، از اعتبار دلیلی بکاهد یا به طور مستقل در اثبات و نفی نسبت مورد استناد قرار گیرد.

اماره قضایی در هر دعوی چهره خاص دارد ، ليكن در دعاوی نسب به دو اماره بیش از همه تکیه می شود :

  • نظر کارشناس در مورد تجزیه خون
  • زندگی مدعی نسب با خانواده ای که خود را منسوب بدان می داند و ارائه او به عنوان فرزند خانواده ، هر چند که تصریح بدان نشود.

برای مثال ، اگر کودکی در خانواده ای بزرگ شود و بانوی خانواده به عنوان مادر از او پرستاری کند و به نام خانوادگی شوهر این بانو به جامعه معرفی شود ، این وضع ممکن است نشانه درستی ادعای نسب تلقی شود . از آن جا که نسب مادری ( زایمان و هویت طفل) با شهادت اثبات می شود ، اماره قضایی نیز باید از چنین اعتباری برخوردار باشد (ماده ۱۳۲۴ ق.م.).


۳- اقرار نسب


با اقرار نیز اثبات می شود و این تنها موردی است که قانون مدنی درباره آن حكم خاص دارد.

احکام و آثار اقرار به نسب به طور معمول در مورد پدر مطرح می شود . ولی ، باید دانست که مفاد ماده ۱۲۷۳ قانون مدنی در اثبات نسب مادری نیز اجرا می شود . به موجب ماده ۱۲۷۳: اقرار به نسب در صورتی صحیح است که اولا تحقق نسب برحسب عادت و قانون ممکن باشد ، ثانیا کسی که به نسب او اقرار شده تصدیق کند ، مگر در مورد صغیری که اقرار به فرزندی او شده به شرط آنکه منازعی در بین نباشد.


اثبات نسب پدری


پیش از اینکه نمونه دادخواست اثبات نسب را ارائه دهیم لازم است بدانید که نسب پدری به چه صورت ثابت می شود.

بر خلاف نسب مادری ، که بر مبنای امور محسوس و آشکار قابل اثبات است ، نسب پدری را به دشواری می توان احراز کرد .

پس ، ناچار بایستی قانونگذار در این دعوی دخالت کند و به یاری اماره قانونی راهی برای این مشکل خانوادگی بیندیشد.

در حقوق اسلام ، بر طبق خبره الولد للفراش و للعاهر الحجر ، کودک متولد در زمان زوجیت از آن شوهر دانسته شده است که جز از راه لعان نمی توان خلاف آن را اثبات کرد ، در قانون مدنی ایران نیز قاعده فراش در زمره امارات قانونی آمده است (مواد ۱۹۵۸ به بعد).

گذشته از این اماره ، اقرار به نسب نیز در زمره دلایلی است که به طور معمول در دعاوی اثبات نسب مورد استناد قرار می گیرد.

۱- اماره فراش

فراش ( به کسر فاء ) در لغت به معنی بستر و هر چه بگسترانند آمده است و در اصطلاح کنایه از شوهر است و اماره فراش یا ابوت در اصلاح حقوقی عبارت از این است که طفلی که از زن شوهرداری به دنیا آمده باشد فرزند شوهر فرض می شود و ملحق به اوست.

اصطلاح اماره فراش از حدیث نبوی « الوالد للفراش وللعاهر الحجر ، ( فرزند مخصوص شوهر و برای زناکار سنگ است ) گرفته شده است. در حقوق جدید ایران ، قاعده یا اماره فراش مبتنی بر دو ماده ۱۱۵۸ و ۱۱۵۹ قانون مدنی است و ماده ۱۳۲۲ قانون مدنی نیز آن را صریحا جزو امارات قانونی به شمار آورده است.

به موجب ماده ۱۱۵۸ قانون مدنی ، طفل متولد در زمان زوجیت ملحق به شوهر است مشروط بر اینکه از تاریخ نزدیکی تا زیان تولد کمتر از شش ماه و بیشتر از دو ماه نگذشته باشد.

الف- ماده ۱۱۵۸ قانون مدنی حاوی دو اماره است؛

  •  طفلی که در فاصله بین شش تا دو ماه از تاریخ وقوع نزدیکی بین و شوهر به دنیا می آید و محصول آن نزدیکی است .
  • چنین طفلی منسوب به شوهر است، زیرا فرض می شود که زن وفادار به شوهر است و با مرد دیگر رابطه جنسی ندارد .

ب- وقوع نزدیکی بین زن و شوهر در زمان نکاح نیز مفروض است .ولی خلاف آن را می توان اثبات کرد .

پس ، اگر شوهر ثابت کند که با زن نزدیکی نکرده یا به سبب مسافرت و بیماری امکان آن را نداشته است و همچنین هر گاه معلوم شود که فاصله آخرین نزدیکی تا تاریخ تولد طفل بیش از ده ماه است ، اماره فراش از اثر می افتد.

ج- طفل ناشی از تلقیح مصنوعی نطفه شوهر به زن نیز ملحق به شوهر است و وقوع نزدیکی راہ متعارف آہستی مشروع است نه تنها راه آن , ولی ، طفل ناشی از تلقيح نطفه بیگانه به زن ملحق به پدر نیست.

د- اماره فراش در صورتی اعتبار دارد که ناشی از نزدیکی بعد از نکاح باشد.

به موجب ماده ۱۱۵۹ قانون مدنی ، هر طفلی که بعد از انحلال نکاح متولد شود ملحق به شوهر است مشروط بر اینکه مادر هنوز شوهر نکرده و از تاریخ انحلال نکاح تا روز ولادت طفل بیش از ده ماه نگذشته باشد.

مگر آنکه ثابت شود که از تاریخ نزدیکی تا زمان ولادت کمتر از شش ماه و با بیش از ده ماه گذشته باشد.

ماده ۱۱۵۹ حاوی اماره وقوع نزدیکی بین زن و شوهر است و به همین دلیل گفته شده است که هر طفلی که بعد از انحلال نکاح متولد شود ملحق به شوهر است و شرط مربوط به نگذشتن بیش از دو ماه از تاریخ انحلال نکاح تا روز ولادت نیز از اعتبار اماره نزدیکی نمی کاهد.

نمونه دادخواست اثبات نسب ( نمونه ۱)


برگ دادخواست به دادگاه عمومی

 

مشخصات طرفيننامنام خانوادگىنام پدرشغلمحل اقامت

شهر – خيابان -كوچه – شماره –پلاك

خواهان

خوانده

وكيل يا نماينده قانونى
تعيين خواسته وبهای آنصدور حکم مبنی بر اثبات نسبت و بهای آن
دلايل و منضمات دادخواست١فتوکپی مصدق گواهی ثبت ولادت اداره ثبت کن ۲- فتوکپی مصدق گواهی ثبت ولادت مادر موكله از اداره ثبت کن ۳- فتوکپی مصدق اقرارنامه پذیرش نسبت فرزند ۴- فتوکپی مصدق اقرار رابطه دادخواست زوجیت ۵- استشهادیه ۶- عنداللزوم ارجاع امر به پزشکی قانونی و تست ژنتیک ۷- وکالتنامه توکیلی ۸- وکالتنامه ترم دادگستری

ریاست محترم محاکم عمومی و انقلاب دادگستری

با سلام و احترام به استحضار می رساند حاصل ازدواج شرعی و قانونی خانم ……… و مورث خواندگان مرحوم آقای ……… در سال ….. در کشور آلمان خانم  ……. می باشد و موكله به دلالت گواهی ثبت ولادت که به پیوست تقديم است در تاریخ ……….. در کشور آلمان متولد گردیده است.

از آنجایی که مرحوم …….. در آلمان در آن زمان تاجر بوده و سفر کردن به ایران و آلمان مقتضای شغل و تجارت وی بوده است این موضوع موجب بروز اختلاف میان پدربزرگ موکله آقای ………. و مرحوم ……… گردیده چرا که ایشان خانواده ای در ایران داشته و امکان سکونت در آلمان برای وی مقدور نبوده است.

بنا بر همین پدر موكله آلمان را ترک و در ایران اسکان می یابد و پس از مراجعه به ایران به کشور آلمان بازنگشت، لذا چون موكله فاقد شناسنامه بوده و لزوم وجود پدر الزامی می باشد، مشارالیه شناسنامه موكله را به نام خود ثبت و نام خود را به عنوان پدر موکله در شناسنامه درج می نماید.

در حالی که ایشان پدربزرگ موكله بوده است و گواهی ثبت ولادت مادر موكله حکایت از آن دارد که نام پدر ایشان همان تئودر می باشد. که در حقیقت پدربزرگ موکله می باشد نه پدر واقعی موکله در همین راستا مرحوم ………. اقرارنامه ای مبنی بر رابطه پدر فرزندی ما بین مرحوم ……… و موكله به تأیید سفارت ایران در فرانکفورت رسانده که به پیوست تقدیم می گردد.

در طول این سال ها نیز موكله بارها به ایران سفر کرده و حتی خانواده آقای ……… خواندگان از وجود و حضور موكله اطلاع کامل داشتند و موكله در جمع خانوادگی آنها حاضر گردیده است که استشهادیه تقدیمی مؤید این ادعا است.

علیهذا مستند به مواد ۳۰۲ قانون امور حسبی ۱۱۵۸ قانون مدنی صدور حکم بر اثبات نسب موكله مورد تقاضاست.

 

امضا – مهر – اثر انگشت

شماره و تاريخ ثبت دادخواست

شماره

تاريخ

شعبه دادگاه عمومي رسيدگي فرمائيد

نام ونام خانوادگي مقام ارجاع كننده:

تاريخ / / امضاء

چاپ روزنامه رسمي كشور فرم شماره 1296/2201/54 دفتر طرح و برنامه ريزي