جرم کلاهبرداری


در این مقاله قصد داریم تا به تعریف جرم کلاهبرداری بپردازیم. ابتدا به تعریف کلاهبرداری پرداخته، سپس تمامی عناصر آن را مورد بررسی قرار می دهیم.

کلاهبرداری یعنی فریب همراه با بردن مال دیگری که با توجه به نظریات صاحب نظران حقوق جزا و جرم شناسی، جرمی مرکب است و برای تحقق جرم کلاهبرداری باید تمامی عناصر جرم تحقق یابد تا نام آن را جرم کلاهبرداری گذاشت.


عناصر تحقق جرم کلاهبرداری


این عناصر عبارتند از:

  • توسل به وسایل متقلبانه،
  • فریب دادن قربانی
  • و بردن مال قربانی.

با جمع بودن هر سه عنصر، کلاهبرداری تحقق یافته و شخص قربانی می تواند از طریق دفاتر خدمات الکترونیک قضایی یا کلانتری محل، نسبت به طرح شکایت کلاهبرداری اقدام کند.


شرایط لازم برای معرفی فرد کلاهبردار


برای اینکه بگوییم یک نفر کلاهبردار است باید شرایط زیر وجود داشته باشد:


الف- توسل یا استفاده از وسایل متقلبانه است


همانطور که بیان شد، اولین عنصری که در جرم کلاهبرداری باید به دنبال آن بگردیم، توسل یا استفاده از وسایل متقلبانه است.

برای اینکه بتوانید به طور واضح و محسوس استفاده از وسایل متقلبانه را درک کنید به مثال زیر توجه کنید.

فرض کنید شما با شخصی در خیابان یا مترو آشنا شده و درخصوص مشکلات جامعه با یکدیگر گفتگو می کنید. در میان بحث طرف مقابل از مشکلات حقوقی شما در صحبتتان آگاه شده و شما را بیشتر تشویق به گفتن آنها می کند.

سپس زمانی که از مشکلات حقوقی شما اطمینان پیدا کرد، خود را وکیل دادگستری معرفی کرده و شما را به آرامش دعوت می کند. در نهایت از شما می خواهد که مدارکتون رو به شماره ایشان واتساپ کرده و آدرس دفتر کار رو هم برای اطمینان خاطر شما در اختیارتان قرار میدهند.

پس از اینکه موفق به جلب اعتماد شما گردید برای مطالعه مدارک و مستندات درخواست ۲ میلیون تومان وجه می کند و شما هم این را امری طبیعی می دانید چون به هرحال وکیل باید زمان بگذارد.

پس از گذشت مدتی خبری از آن شخص نشده و پس از مراجعه به آدرسی که به شما داده شده متوجه میشوید که خبری از دفتر وکالت نیست.

در نتیجه این شخص با توسل با اقدامات متقلبانه از قبیل اینکه خود را وکیل دادگستری معرفی کرده است، توانسته نظر شما را جلب کند و مالی از شما بگیرد.

با عنایت به این مثال درک توسل به وسایل متقلبانه برایمان آسان می گردد.

پس معرفی شخص بعنوان وکیل دادگستری (در صورتی که وکیل دادگستری نیست)، نوعی توسل به اقدامات متقلبانه است و این مورد را می توان به موارد بسیاری تعمیم داد.

این نکته مورد توجه قرار گیرد، که توسل به اقدامات متقلبانه باید بعنوان اولین عنصر جرم کلاهبرداری تحقق یابد نمی توان پذیرفت که اول مال قربانی گرفته شود بعد عنصر متقلبانه تحقق یابد.


ب- عنصر دوم اغفال و فریب قربانی است


در مثال بالا مشاهده کردید که شخص متقلب خود را وکیل دادگستری معرفی کرد و با بکار بردن اصطلاحات حقوقی و اینکه سواد قانونی دارد، نظر شخص قربانی را جلب می کند، به گونه ای که قربانی فریب گفتار شخص متقلب شد.

پس این تصور که توسل به اقدامات متقلبانه و فریب یک عنصر محسوب می شود از ذهن زدوده شده و عنصر فریب قربانی باید تحقق یابد.

البته فریب و اغفال قربانی برخلاف اقدامات متقلبانه، معیاری شخصی دارد و ممکن است شخص آگاه پس از شنیدن مشورت های وکیل متقلب، فریب نخورد و تأکید کند تمامی مستنداتم را به دفترتان خواهم آورد.


پ- بردن مال قربانی سومین عنصر جرم کلاهبرداری است


و در نهایت شخص متقلب اگر بتواند دو عنصر قبلی را به خوبی اجرا کند، نتیجه بردن مال قربانی است و تفاوتی ندارد که خود شخص ذینفع این مال باشد یا شخص دیگری ذینفع باشد.

مهم بردن مال قربانی با توسل به اقدامات متقلبانه و فریب ایشان می باشد و معیاری برای مبلغ مال برده شده، وجود ندارد.

در نتیجه جرم کلاهبرداری از جمله جرایم مقید به نتیجه است یعنی اگر دو عنصر اقدامات متقلبانه و فریب بر قربانی اجرا شود اما مالی از ایشان برده نشود، جرم کلاهبرداری تحقق نیفتاده است تا حقی برای شاکی قائل شویم.

جرم کلاهبرداری


جرم کلاهبرداری در صدور چک


نکته ای که باید در این خصوص بیان کرد این است که مال برده شده، حتماً نباید وجه نقد باشد بلکه می تواند سندی تعهدآور باشد.

مثل چک اما با این تفاوت که تا زمانی که چک وصول نشده است آخرین عنصر کلاهبرداری تحقق پیدا نکرده است؛ در واقع صرفاً صدور چک و تودیع آن به شخص متقلب، دلیل بر تحقق هر سه عنصر نمی شود بلکه باید مبلغ چک وصول شود.


صورت های خاص کلاهبرداری


علاوه بر ماده یک قانون تشدید مجازات مرتکبین اختلاس، ارتشاء و کلاهبرداری که بیان کننده صریح جرم کلاهبرداری است و هر سه عنصر جرم کلاهبرداری در آن درج شده است.

برخی از مواد قانونی و حتی قوانین جرایم خاص را در حکم کلاهبرداری می داند و مجازات کلاهبرداری را برای شخص مرتکب در نظر گرفته است.

که این مواد قانونی و قوانین شامل:

الف- ماده یک قانون راجع به انتقال مال غیر:

که بیان می کند کسی مال غیر را با علم به اینکه مال دیگری است عیناً یا منفعتاً بدون مجوز قانونی به دیگری منتقل کند کلاهبردار محسوب می شود.

این ماده مصداق جرم انتقال مال غیر یا فروش مال غیر است که صرفاً نبایست فروش باشد بلکه می تواند در قالب تملیک منافع مال اعم از منقول یا غیرمنقول باشد. مانند اجاره مال دیگری به شخص دیگری بدون مجوز قانونی صراحتاً مصداق کلاهبرداری است.

ب- ماده ۱۱۷ قانون ثبت اسناد و املاک بیان می کند:

هر کس به موجب سند عادی یا رسمی نسبت به عین یا منفعت مالی حقی به دیگری داد، و بعداً نسبت به همان مال عین یا منفعتی به موجب سند رسمی به شخص دیگری داد، این کلاهبرداری است.

این ماده بیان کننده معامله معارض است تصور کنید شما مالک ملکی هستید، به موجب مبایعه نامه ملکتان را به شخصی می فروشید و بعد از این فروش به موجب سند رسمی ملکتان را به شخص دیگری می فروشید، در این صورت شما مرتکب معامله معارض شده و کلاهبردار محسوب می شوید.

پ- ماده ۵۹۶ کتاب تعزیرات و مجازات های بازدارنده قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۷۵:

بیان کرده، هر کس با استفاده از ضعف نفس شخصی یا هوی و هوس او یا حوایج شخصی افراد غیر رشید به ضرر او نوشته یا سندی اعم از تجاری یا غیرتجاری و یا هر گونه نوشته ای که موجب التزام وی یا برائت ذمه گیرنده سند یا هر شخص دیگری شود، در حکم کلاهبرداری است.

این ماده مصداق بارز جرم سوء استفاده از ضعف نفس شخصی است.

همانطور که در متن ماده اشاره شد، برای مثال شخصی به دیگری مدیون است، و از ضعف نفس طلبکار نسبت به روابط جنسی سوء استفاده می کند و وعده رابطه جنسی نامشروع به ایشان می دهد و از ایشان دستخط مبنی بر اینکه دیگر بهش بدهکار نیستم می گیرد، این در حکم کلاهبرداری است.

ت- ماده ۱ قانون مجازات اشخاصی که برای بردن مال غیر تبانی می کنند:

بیان کرده، هر گاه اشخاص با یکدیگر تبانی کرده و برای بردن مالی که متعلق به دیگری است بر همدیگر اقامه دعوی نمایند، مصداق کلاهبرداری است.

از متن ماده کاملاً مشخص است و تبانی شرط جرم بودن دانسته شده است.

ث- ماده ۲ قانون مجازات اشخاصی که مال غیر را به عوض مال خود معرفی می نمایند:

بیان کرده، شخصی که دینی بر گردن دارد، اگر بدون مجوز قانونی و یا با علم به اینکه مال متعلق به او نیست، مال دیگری را مال خود معرفی کند و عملیات نسبت به آن انجام شود، مرتکب در حکم کلاهبردار می باشد.

برای مثال شخصی مدیون است و سوئیچ خودرو برادر خود را به طلبکار بدهد و بگوید این از بابت طلبت.

موارد گفته شده صورت های مختلف جرم کلاهبرداری یا در حکم کلاهبرداری است و صرفاً به این موارد منتهی نمی شود، بلکه در مسائل ثبت ملک و حتی شرکت های تجاری، جرم کلاهبرداری متصور شده است.