بخشیدن مهریه چیست و آیا رجوع از بخشش مهریه امکان دارد؟


در این مقاله قصد داریم تا درخصوص بخشیدن مهریه به طور مفصل صحبت کنیم و به این موضوع بپردازیم که آیا رجوع از بخشش مهریه امکان دارد؟ پس اگر به دنبال این سوال هستید با ما تا انتهای این مطلب همراه باشید.

ممکن است در برخی موارد مانند طلاق توافقی، زوجه بر اساس سندی عادی یا سند رسمی، خواهان مطالبه مهریه خود نبوده و تمام یا بخشی از مهریه خود را در حق شوهرش بذل کند.

حال ممکن است این سوال پیش آید که آیا چنین بخششی، قابلیت رجوع دارد یا خیر؟ یعنی آیا زن می تواند از بخشیدن مهریه خود پشیمان شده و آن را مطالبه کند. پاسخ این سوال مسئله ای است که به طور مفصل در این مطلب گنجانده شده است.


آیا زن می تواند از بخشیدن مهریه خود پشیمان شده و آن را مطالبه کند؟


رجوع از بخشش مهریه مسئله ای است که این روزها با افزایش طلاق توافقی و بخشیدن مهریه توسط زن بسیار مطرح می شود. پاسخ این سوال بر اساس دیدگاه های مختلف حقوق دان ها متفاوت است. اما پیش از ان بهتر است تا درباره روش های رایج در تعیین مهریه به طور مختصر صحبت کنیم.


انواع مهریه و نحوه تعیین آن


در حال حاضر، اغلب مهریه ها به صورت تعداد مشخصی سکه بهار آزادی تعیین می شود. از طرفی دیگر برخی ها نیز مهریه را به صورت عینی معین (مثلا سه دانگ خانه ) درنظر می گیرند. به عبارت دیگر، مهریه یا به صورت دین است، یا عین. حال از چند جنبه مختلف می توان به بررسی ماهیت عمل « بخشیدن مهریه » پرداخت.


بخشیدن مهریه


در صورتی که مهریه دین باشد (مانند اغلب موارد رایج، مثلا به صورت مقداری وجه نقد یا سکه بهار آزادی)، مورد مشمول مقررات ابراء خواهد بود، نه هبه. به صراحت ماده ۲۸۹ قانون مدنی، ابراء صرفاً در خصوص دیون قابل تحقق است. ( در مطلب دیگری در خصوص ابراء و هبه به طور مفصل صحبت خواهیم کرد)

بنابراین اگر تمام یا بخشی از مهریه ای که به صورت سکه تعیین شده، از سوی زوجه به زوج بخشیده شود، دیگر امکان رجوع از بخشش مهریه وجود ندارد. ولو در سند بخشش مهریه ، عنوان «هبه» بر آن اطلاق شده باشد.

البته این موضوع زمانی صدق می کند که تعداد سکه های بخشیده شده، قبل از بخشش مهریه ، به زوجه تسلیم نشده باشد؛ وگرنه به نظر می رسد دیگر نتوان موضوع را داخل در مقررات ابراء دانست، چرا که با پرداخت مهریه به زوجه، از حالت دین بر ذمه شوهر خارج گردیده و در عالم واقع، موجودیت یافته و با تحویل آن به زوجه مصداقی از عین معین قرار گرفته است.

بنابراین چنانچه شرایط مقرر دیگری در قانون مدنی در خصوص هبه محقق و موجود باشد (مانند قبض و اقباض؛ موجود بودن عین سکه ها در ید شوهر و…) زوجه می تواند از هبه خود رجوع و سکه های بخشیده شده خود را بگیرد.


اختلاف نظر درباره بخشیدن مهریه و امکان رجوع از بخشش مهریه


ممکن است در ایراد بر دیدگاه فوق الذکر چنین گفته شود که به موجب ماده ۷۹۵ قانون مدنی، هر نوع “مالی” قابل هبه بوده و “دین” نیز در زمره اموال به شمار می آید و بنابراین هبه مهریه از نوع سکه، هرچند قبلاً به زوجه پرداخت نشده باشد، قابل رجوع است .

اولا با دقت در ترکیب « اموال و دارایی » که معمولا در کنار هم به کار می روند و معنایی اعم و اخص نسبت به یکدیگر دارند، می توان چنین گفت که دارایی اعم است از اموال (جزء مثبت دارایی) و بدهی های شخص (جزء منفی آن) و بنابراین، دین را می بایست زیرمجموعه ای از “دارایی” (بخش منفی آن) و نه ” اموال ” محسوب نمود و اطلاق عنوان ” مال ” بر دین، با توجه به توضیح بالا، فاقد وجهه قانونی است.

ثانیا، با نگاهی فراتر به مواد قانونی مصوب در خصوص هبه، به مواردی برمی خوریم که از منظری دیگر، پذیرفتن این ایراد را بر ما سخت و دشوار می کند؛ از جمله اینکه شرط تحقق هبه، قبض و اقباض است؛ شرطی که در خصوص دین، چندان با منطق حقوقی سازگاری ندارد.

اشارات متعدد قانونگذار نیز به واژه « عین » موهوبه، در مواد قانونی مرتبط، می تواند تصدیقی باشد بر این ادعا که موهوبه لزوما باید عین باشد و « دین » از آنجا که بخشش مهریه آن، مقررات ویژه ی خود را دارد (ابراء)، نمی تواند قابل هبه و متعاقباً قابل رجوع و تحت شمول مقررات قانونی مربوط به هبه باشد.

نکته قابل توجه دیگر اینکه به صراحت در ماده ۸۰۶ قانون مدنی آمده است :« هر گاه داین طلب خود را به مدیون ببخشد، حق رجوع ندارد.»


بخشیدن مهریه از نوع سه دانگ خانه چه شرایطی دارد ؟ آیا امکان رجوع از بخشش مهریه در این حالت وجود دارد ؟


ممکن است مهریه به عنوان مثال سه دانگ از خانه یا اتومبیل یا هر عین معین دیگری باشد که در مقام اظهارنظر در خصوص قابلیت رجوع یا عدم رجوع از چنین مهریه هایی، می توان چنین گفت که در چنین مواردی که مهریه برخلاف سکه یا وجه نقد، کلی فی الذمه نیست، به دلیل « عین » بودن موهوبه، در قابلیت رجوع از آن، هیچگونه تردیدی نباید داشت؛ ولو اینکه به تصرف زوجه داده نشده یا انتقال رسمی واقع نشده باشد.

ممکن است در ایراد بر موضوع مورد اشاره، اینطور گفته شود که اگر مهریه عین معین، قبل از بخشش مهریه توسط زوجه، به وی تسلیم نشده و در ید وی قرار نگرفته باشد، چگونه می تواند با هبه آن به زوج، شرط وجوب قبض و اقباض را جهت صحت وقوع هبه، محقق نموده باشد.

لذا می بایست ملک یا اتومبیل یا هر عین معین دیگر، رسماً به زوجه منتقل و یا به وی تحویل داده باشد تا او نیز بتواند با انتقال دوباره آن به زوج، شرط قبض را عملی کرده باشد. در برابر چنین ایراد احتمالی، ماده۸۰۰ قانون مدنی می تواند به روشنی پاسخگوی این ایراد باشد. مطابق ماده مذکور،در صورتی که عین موهوبه در ید متهب باشد، محتاج به قبض نیست. بنابراین اگر عین موهوبه به هر دلیلی قبلاً در ید زوج بوده باشد، نیازی به عمل قبض و اقباض نیست.


انواع بخشیدن مهریه


بطور کلی بخشیدن مهریه یا همان بذل مهریه به سه صورت انجام می شود:

  1. هبه غیرمعوض
  2. هبه معوض
  3. ابراء

هبه غیرمعوض


بدین معناست که زن بدون هیچ چشمداشت و عوضی مهریه اش را بذل می کند. هبه معوض یعنی بخشیدن مهریه در مقابل چیزی ( انجام یا عدم انجام کاری ) باشد.

مثلا زوجه در عوض موافقت زوج با طلاق ، تمام یا قسمتی از مهریه خود را می بخشد. اما ابراء آنست که زن ذمه شوهر را نسبت به مهریه ساقط کند. یعنی بگوید چیزی از حق من بعنوان مهریه به گردن تو نیست و بریء الذمه هستی (اسقاط دین).

در مورد هبه غیر معوض، با توجه به عدم وجود عوض ، زن همیشه می تواند به مابذل ( آنچه بخشیده ) رجوع کند. ولی در صورتی که هبه معوض باشد و عوض هم داده شده باشد طبق ماده ۸۰۳ قانون مدنی هبه، قابل رجوع نیست.


هبه معوض


اما هرگاه هبه، معوض و در قبال طلاق باشد، در صورتی که زوجه در دوران عده به مهریه رجوع کند، زوج هم می تواند رجوع به زوجیت کند. یعنی طلاق بائن تبدیل به طلاق رجعی می شود. از طرف دیگر اگر بخشیدن مهریه در مقابل طلاق باشد و طلاق داده نشود، این امر ابراء محسوب نشده و یک هبه قابل رجوع است.


ابراء


حالت آخر ( ابراء) نیز بدلیل آنکه اسقاط دین است، اساسا قابل رجوع نیست. چرا که ابراء یکی از اسباب سقوط تعهد است.